محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
254
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
باريك تر و از شمشير برنده تر است راه برود . نظام ميگويد : " اوصاف على براى گوينده مشك است زيرا اگر حقش را ادا كند ، غلوميكند و اگر در بيان حقوق آنحضرت كوتاهى كند جفا كرده است . وپيمودن حدوسط وزنش دقيق وبسيار مشكل است . و راه بالارفتن صعب العبوراست . جاى ترديد نيست ، كه اين دقت وزن وصعوبت راه سبب منع بيان عظمت نشده است بلكه همين مطالب سبب اعتقاد مردم بعلى ( ع ) شده وآنحضرت را مرد دينى و سياسى ميدانند . دقت وصعوبت بيان از جهت سياست آنحضرت را شعبى در يك جمله خلاصه كرده ميگويد : " ان احببناه افتقر ناوان أبغضناه كفرنا " : اگر دوست على شويم فقير ميگرديم و اگر با او دشمنى كنيم كافر ميشويم . مقصود شعبى از فقر مبارزه كردن سلاطين با دوستان وپيروان آنحضرت است . دقت وصعوبت بيان دربارهء آنحضرت را خود آنحضرت بيان فرموده است : " به زودى دو دسته به جهت من هلاك ميشوند : دوستى كه در دوستى خود افراط نموده و اين دوستى او را بجانب غير حق ميكشاند وآنكس كه دشمن است و در دشمنى خود افراط مىكند و اين بغض سبب مىشود كه او را بجانب غير حق بيفكند . بهترين مردم درباره من كسانى هستند كه حوسط را اختيار كنند . از اين مقدمه استفاده مىشود كه عظمت على ( ع ) همانند عظمتهاى عمومى در نظر مردم نيست ، زيرا بحث دربارهء عظمت عمومى كوتاهى و يا زياده روى ندارد . بنابراين عظمت امام ( ع ) از عظمتهاى عادى تفاوت مىكند و بالاتر است ؛ ولى بعظمت خدا نميرسد و همين عظمت است كه در كلام نظام اشاره بدقت وصعوبت آن شده است . ما بخاطر اينكه در اين راه خطر ناك در افراط وتغريط قرار نگيريم بحث عظمت آن حضرت را از راه بيان آثار و كلمات آنحضرت كه مقياس ، و احكام عدل تعريف شده است تعقيب نموده و از راه فطرت ودقت علم آن را تعقيب مينمائيم . ميهن ( 1 ) على ( ع ) دربارهء حدود ميهن مى فرمايد : ليس بلدبأحق بك من
--> ( 1 ) عده اى فكر ميكنند روحانيت علاقه بمهين ندارد . لذا هنگام كوبيدن آنان فرياد خود را به خدا و . . . ميهن بلند مى كنند در صورتى كه ما پيرو على ( ع ) هستيم و دستورات آنحضرت برنامه زندگى ما است و يكى از نمونه هاى آن دستورات فرمايش زير است . م - ز